|
بله، من هم موافق اين
هستم. اما فكر مى كنم كه به هر حال جامعه گرچه به كندى اما در حال حركت است و
همين كثرت و انتشار و نشريات كمكى است براى بيرون آمدن از اين شرايط. چيزى هم
كه باعث شد ما به طرف نقد بياييم اين نبوده كه بحث كردن درباره نقد حاصل تفكر
فئودالى در
مطبوعات است و ما محصور آن تفكر بوده ايم. واقع امر
اين است كه ما براى شكستن اين حصر جريان نقد را راه انداختيم. بعد از اتفاقات
دوم خرداد كه بيشتر فضاى فرهنگى اين دوره منظور من است، ما وارد يك نوع
«شفافيت» شديم و اين زمينه فراهم شد كه آدم ها نتوانند خودشان را پشت اسم
مستعار مخفى كنند و كسى در برج عاج ننشيند، هر كس و هر نهادى كارهايش را رو كند
و در برابرش پاسخگو باشد.
تلاش ما اين بود كه
شفافيت سياسى را به حوزه فرهنگ انتقال بدهيم و «نقد» شكل بگيرد. نقد در آن سال
ها نهادينه نشده بود. الان هم نهادينه نشده و هنوز از جهاتى جا نيفتاده. قبول
دارم با توجه به اينكه تنها دو نشريه در زمينه نقد و نظريه ادبيات كودك داريم
كه سردبير هر دو آنها هم خود من هستم. يكى فصلنامه پژوهشنامه ادبيات كودك و
ديگرى ماهنامه كتاب ماه كودك و نوجوان است كه يكى در بخش خصوصى منتشر مى شود و
دومى در بخش نيمه خصوصى. خب اين موضوع خطر افتادن در دام باندبازى و پدرخواندگى
را ايجاد مى كند. وقتى كه از بيرون به قضيه نگاه كنيم، احساس خطر طبيعى است.
استبداد ادبى و رواج تنها يك ديدگاه و سليقه ادبى خطرناك است. ولى ادعاى من اين
است كه ما در حوزه كارى خودمان تلاش
كرديم كه نگاه همه سويه و ملى داشته باشيم. گفتيم
كه بايد همه طيف ها و سلايق دست اندركار ادبيات كودك كه در كشور و يا خارج از
كشور دارند براى بچه ها كار مى كنند، حق داشته باشند كه حرفشان را بزنند.
به قول خودمان دعوا كنند
و اختلاف نظرهايشان را مطرح كنند. هم نقد ادبى جا بيفتد و هم ادب نقد. ابتدا
بياموزيم كه درست صحبت كنيم، بياموزيم كه با آرامش، با استدلال و متانت حرف
بزنيم. اگر حرف هايمان خيلى هم علمى نباشد، در عمل اصلاح مى شود. ما نمى
توانستيم منتظر اين بنشينيم كه اول نهادهاى اجتماعى از هر جهت شكل بگيرد، نقد
نهادينه بشود، ذهنيت نقد شكل بگيرد، بعد ما نشريه اى را منتشر كنيم كه روى اين
موج سوار شود. اگر اين انتظار را مى داشتم شايد هرگز چنين اتفاقى نمى افتاد.
گاهى مواقع صحبت همان مرغ و تخم مرغ است. يعنى اول مرغ بوده يا اول تخم مرغ؟!
اول آمادگى نقد يا اول نشريه نقد؟
البته يك نگرانى اساسى هم وجود داشت و آن اين بود كه آيا براى شروع چنين
كارى ما اصلاً آدم هاى كافى براى اين كار داريم؟ ما سخت افزارى را درست مى
كنيم، مثل شبكه هاى تلويزيون كه از نظر تعداد زياد مى شوند، ولى رشد نرم افزارى
آنها ثابت مى ماند. مثل دانشگاه هاى آزاد كه به تعداد ظرفيت دانشگاه هاى دولتى
زياد مى شوند، اما تعداد استادها زياد نمى شود يا منبع اضافه نمى شود. پس اين
نگرانى وجود داشت كه اگر نشريه نقد ادبيات كودك منتشر كنيم، اصلاً مى توانيم
تامين مطلب كنيم؟ ولى بعد از شروع من با شگفتى ديدم كه اين اتفاق افتاد.
در كشور ما در خيلى موارد مشكل اساسى نبودن «بانى» و از جهتى ديگر به نوعى
كنار هم نبودن عقل و سرمايه است. چون به قول سيدمحمد بهشتى اغلب عقل يك طرف و
سرمايه طرف ديگرى است. بسيارى از نيروهاى اجتماعى خاموش با تاسيس اين دو نشريه
فرصت پيدا كردند كه حرفشان را بزنند و حتى مجبور شدند فكر كنند و به پرسش هاى
اين حوزه پاسخ بدهند. خوشبختانه من درباره مقوله اى ادعا مى كنم كه مكتوب و
موجود است. يعنى هر كس كه به اين حرف ها شك كند، مى تواند از شماره اول كتاب
ماه كودك و نوجوان كه هشت سال از انتشار آن مى گذرد و از شماره اول
پژوهشنامه كه ۱۰ سال از انتشارش مى گذرد تا آخرين شماره ها
را ورق بزند و ببيند كه نگاه ما يك نگاه همه سونگر و مهربانانه بوده و تمام طيف
ها در اين دو نشريه حرف خودشان را زده اند يا نه. گفت وگوها اصلاً جناحى و طيفى
_ به مفهوم فرهنگى يا سياسى خود _ نبوده. همه حرف زده اند و چالش كرده اند،
البته اين چالش ها به معنى تخريب شخصيت و دعوا هم نبوده است. اگر چه تك مضراب
هايى هم وجود داشته كه طبيعت كار است.من خطر وجود چنين شبكه مخوفى را كه شما از
آن به فئوداليسم مطبوعاتى تعبير مى كنيد، هرگز منتفى نمى دانم. خطرى كه هميشه
بعد از پا گرفتن نقد حس مى شود خطر استبداد خود نقد است.
پيش از اين ما با
استبداد بعضى نويسنده ها روبه رو بوديم كه معتقد بودند هر چه دلشان بخواهد مى
توانند، بنويسند. ولى بعد جريان نقد شكل مى گيرد. منتقدان مى گويند كه ما وجدان
بيدار جامعه هستيم. نماينده بچه هاى مردم هستيم و با شناخت از ادبيات و شعر و
يا شناخت روحيات كودكان آثار را نقد مى كنيم. اما خود اين نقد هم مى تواند
استبداد جديدى ايجاد كند. از اين زاويه كه منتقد فكر كند حرف آخر را مى زند.
بله، اين خطر را من نفى نمى كنم. اين همان هشدار جورج اورول در «قلعه حيوانات»
است! |